روزها یکی پس از دیگری سپری میشوند و من هر روز بدتر از روز قبل... استرس های فراوان و شدید... در حدی که لاغر شدنم را به وضوح احساس میکنم... من به تو پناه می آوم از شر فتنه های این زمانه... به تو پناه می آورم از این همه نامسلمانی و ادا و ادعایش...
خداوندا در این راه پرپیچ و خم دستانم را بگیر و لحظه ای رها مکن... که به سرعت زمین می خورم و نای برخاستن نخواهم داشت... تو میدانی روزهایم به چه طریق می گذرد... تو خود میدانی که میخواهم حرف های شیرین و رسایت در قرآن را در عمق جسم و جانم نهادینه کنم و ذره ای مسلمانی ام را ثابت کنم...
پروردگارم میدانی که این روزها برای من به چه سان می گذرد... اولین قدم هایم در این راه با توکل بر نام اعظمت و با توکل به معصوم ترین بندگانت برداشته ام و خوب می دانم که تا این مسیر که رسیده ام دستان پر ا زمهر و محبتت بوده که مرا به جلو کشانده است
جان و جانانم خدا، تنهایم مگذار که بی تو هیچم
ما را در سایت دلانه دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 22